ما چاره عالمیم و بی چاره تو*

متن مرتبط با «انسان در جستجوی معنا» در سایت ما چاره عالمیم و بی چاره تو* نوشته شده است

منشوری در حرکت دوّار

  • نیلوبلاگ

    جزء از کل را برمیدارم که بخوانم، چاپ شانزدهم را دارم بهار ۹۶، از اون کتابهاییکه تو استراحت مطلق بارداریخریدم و هیچ وقت از بیست صفحه اول جلوتر نرفت. الان تمرین کلاس داستان نویسی است و باید یه هفته...

    ادامه مطلب
  • مادر شاد، کودک شاد

  • نیلوبلاگ

    گفت: تولدت آگوست استپریسا؟ این همه برای تولد لیلی خرید کردی، برای خودت هم چیزیخریدی؟ آرایشگاه هم که نرفتی*؟ گفتم: نه :-| گفت: از اون مامانهایی نشی که فقط از خرید برای بچهشون خوشحال میشن و تمام، ...

    ادامه مطلب
  • چقدر سئوال میپرسی خب!

  • نیلوبلاگ

    - لیلی جان، این چه رنگیه؟ - یه رنگی! - چقدر آب میخواهی؟ - یه قدری! - داری کجا میری؟ - یه جایی! - کِی میخوای بخوابی؟ - یه کِی :دی...

    ادامه مطلب
  • قدرت درونگراها

  • نیلوبلاگ

    یک هفته لیلی را بردم playgroup ولی چک نکردم. رفتیم کلاس ورزشی، همهی بعد از ظهرها خوابیدیم و من چک نکردم.برایصابر تولد گرفتیم، گل خریدیم و کیک، ولی چک نکردم. هر شب قبلساعت ده خوابیدم و چک نکردم. چ...

    ادامه مطلب
  • سی درجه

  • نیلوبلاگ

    یک مطلبی تو گروههای تلگرامی و اینستاگرام دست به دست میشد مبنی بر این که ویروس کرونا در دمای بالای سی درجه زنده نمیماند، راست و دروغش پای خودشان، ولی اگر درست باشد،با توجه به این که اینجا سیصد و شصت روز سال دمای هوا زیر سی درجه است، فکر نکنم کرونا به این زودیها از این آب و هوای مطلوب دست بکشد :-|...

    ادامه مطلب
  • یازده ضربدر سه

  • نیلوبلاگ

    با صدای بسته شدن در بیدار شدم. هوا تاریک است، صدای باران شدید میآید از پشت شیشه دو جداره. از لای پتو دست میبرم که ساعت را ببینم، حدس میزنم قبل شش و نیم باشد که صابر رفته. دمپاییهایم کجاست؟ یادم ن...

    ادامه مطلب
  • در انتظار رفتن...

  • نیلوبلاگ

    جلسه آخر مدرسه طبیعت لیلی خیلی سخت نگذشت، حتی موقع خداحافظی از تسهیلگرها و عکس یادگاری انداختن.چرا میگم سخت نگذشت؟ چون فکر میکردم خیلی بغض کنم و گریه کنم و اینا :-( ولی اینطور نشد، اتفاقاً با لبخند م...

    ادامه مطلب
  • دوازده ماه در یک قاب

  • نیلوبلاگ

    تولدت مبارک قلب مامان ...

    ادامه مطلب
  • آشغال ها رو بذار دم در :-|

  • نیلوبلاگ

    اگه گیر یه مساله ای افتادید که حل نمیشه، سوالی، باگ نرم افزاری، مدار لاینحلی،... هر چی، حتی مشکلات خانوادگی :-) به جای این که خودتون رو خفه کنید و لاینقطع در مساله غوطه ور بشین، همین حالا کار رو متوقف کنید و بروید بخوابین! به مغز بیچاره تون اجازه بدین که آشغال ها رو بذاره دم در* :-) راهی که برای من جواب داد، Delegate** بود، یکی از Dهای ماتریس آیزنهاور برای اولویت بندی که هیچ وقت استفاده نمی کردم، به معنای واگذار کردن کارهای غیرمهم ضروری به یه نفر دیگه، به این ترتیب که وقتی اونقدر از درست شدن مک بوک نازنینم ناامید شده بودم که به فکر خریدن یه لپ تاپ دیگه افتادم که وسط اون اغتشاش فکری، سرباره ی داغونی بود، صابر پیشنهاد داد یه ایمیل بزنم به آقای سین سین و ازش بخوام یا برام لپ تاپ بخرند یا یکی از...

    ادامه مطلب
  • در جستجوی زمان از دست رفته...

  • نیلوبلاگ

    قلی خان، خان نبود، دزد بود... یکی از درخشان ترین دیالوگ های سریال روزی روزگاری که مدام توی سرم تکرار می شود......

    ادامه مطلب
  • مهر مادری...

  • نیلوبلاگ

    مهر مادری یه جور دوست داشتن عمیق بی چشمداشت است، آن قدر بی دریغ که در وصف نگنجد... یه مثال خیلی ناچیزی از رحمانیت خدا، که انگار کن روی محبت بچه به غیر، غیرت داشته باشی... که بنشینی و صفات خدا رو بشماری و همدردانه آه بکشی :-| دوست داشتن نه به خاطر پاک...

    ادامه مطلب
  • ما و مادران ما...

  • نیلوبلاگ

    به سمانه گفتم: ما رو نگاه کن سمان، شدیم عین مادرهایمان :-) درباره بچه هایمان صحبت می کنیم، بزرگ می شوند، می بریمشان پارک، یاد می گیرند راه بروند، بدوند، حرف بزنند... و یک روز عین مادرهایمان نشسته ایم دم مدرسه با مادرهای بچه های دیگر حرف می زنیم تا ام...

    ادامه مطلب
  • مادر، بهشت من همه آغوش گرم توست...

  • نیلوبلاگ

    موضوعات سروستاه نامه، سنتور (۲۶) خوشنویسی، تذهیب (۱۷) کار، iOS، اندروید (۲۴) زندگی بهتر (۵۶) یاد ایام (۲۷) مهلا (۱۵) صابرانه (۴۰) از این روزها (۶۰) یک سال بدون... (۱۲) خانه دوست کجاست؟ (۱۵) آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹) نینی گولو، لیلی (۲۶) کتابخوانی (۳) آخرین نوشته ها مادر، بهشت من همه آ...

    ادامه مطلب
  • دراز به دراز :-)

  • نیلوبلاگ

    دارم تلاش می کنم از این حالت دراز کشیده-طور نهایت لذت را ببرم... و خدا را شاکر باشم که دستشویی و حمام ممنوع نشده :-| و می شود به حالت نیمه نشسته هم سر کرد (مثل تخت بیمارستان) که خودش یک عالمه حسن دارد، از جمله کارهای سبک با گلی جان* :-) * گلی جان یک...

    ادامه مطلب
  • مرفهین بی درد :-|

  • نیلوبلاگ

    میگم: من واقعاً مغزم نمی کشه، بیا موضوع پیشنهاد بده بنویسم، بخوابیم، آفرین :-| یه جا خوندم که تو بارداری مغز بین ۴ تا ۸ درصد کوچیک میشه و ۶ ماه طول میکشه تا برگرده اندازه قبلش :-| الان احساس تهی بودن مغز دارم! صابر میگه: پست چالشی میخواهی؟ بنویس ما جزو ۴ درصدیم، لیلی بیاد سُر می خوریم تو ۹۶% :-| از این همه محبت پدرانه سپاسگزارم! من دیگه حرفی ندارم :-|...

    ادامه مطلب
  • آیا مادر خوبی هستم؟*

  • نیلوبلاگ

    از صابر میپرسم: به نظرت لیلی من رو دوست خواهد داشت با این حجم منطق؟ که همه چی را بررسی میکنم، مقایسه میکنم، جدول تصمیم گیری میکشم ...؟ مادر-همه-چیز-دان :-| مثلاً یه مادر احساساتیتر خوشحال که الان همه اتاق بچه رو گل گلی صورتی کرده باشه، بهتر نیست؟ تا یک مادر منطقی مهندس طور که گهواره بچه را گذاشته کنار میز کارش که موقع کار گهواره هم تکون بدهد؟ :-| به نظرت خشن و بی احساس نیستم یه کم؟ می گوید: ...

    ادامه مطلب
  • سوسیس بندری :-)

  • نیلوبلاگ

    بحث بود سر ساندویچ، صابر گفت: قضیه ساندویچ رو یادت هست؟ گفتم: در حد اسمش :دی گفت: همون قضیه فشردگی، وقتی یه تابع در همسایگی یه نقطه، بین دو تا تابع کوچکتر و بزرگتر از خودش قرار بگیرد، اگر حد دو تا تابع بالایی و پایینی در همسایگی اون نقطه، به سمت یک مقدار یکسان میل کند، حد تابع وسطی هم به همان نقطه میل می کند و اون دو تا، وسطی را مثل ساندویچ در بر می گیرند! گفتم: خب من بعضی از مباحث ریاضی رو فول فهمیدم مثل جبر و مثلثات و هندسه اقلیدسی و بعضی ها رو شرمنده اخلاق ورزشکاریت :-)))) بیا از تعریف تابع و حد شروع کنیم :-)))) بعد سر این گپ زدیم که تابع چرا به وجود آمد و مثل توابع برنامه نویسی قرار است تو ریاضی به چه کار ما بیاد، این که همسایگی یه نقطه چیه، تو زندگی واقعی شبیه چیه و چرا حد (همان limit)...

    ادامه مطلب
  • انسان در جستجوی معنا*

  • نیلوبلاگ

    زهرا با اون چشم های درشت روشنش داشت تعریف می کرد، می گفت: "وقتی به پدرم گفتند سرطان داری، من از درون پاشیدم، پخش شده بودم کف اتاق و زار می زدم... ولی برای او این طور نبود. روزی که با مادر می رفتند بیمارستان برای جراحی من داشتم خون گریه می کردم، و برای اون دوتا مثل این بود که دارند می روند پارک... به پدرم گفته بودند شما بیش از 5 سال هست که سرطان دارید ولی خودش را نشان نداده، چون خیلی قوی هستید." گفت: "بعد از عمل حدود 8 سانت از روده بزرگ پدر را برداشتند، وقتی رفت برای نمونه برداری گفتند هیچ اثری از سرطان نیست، آن قدر که حتی نیازی نیست پرتو درمانی کنی... نه خانی آمد...

    ادامه مطلب
  • خال دروگو!

  • نیلوبلاگ

    اگر تصمیم گرفتید عصر یک روز تعطیل، بعد از مراسم قربانی، مهمانی بعدش، و عیادت از یک بچه دست شکسته در بیمارستان کمی استراحت کنید... کتاب بخوانید :-) اشتباه ترین کار ادامه دادن به دیدن قسمت های دانلود شده سریالی است که قرار نبوده ببینید :-/ ساعت نزدیک 12 است، چشمانتان از حدقه در آمده، واقعاً خسته هستید و صابر می گوید: قسمت بعدی را بگذار......

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    انسان در جستجوی معنا download | انسان در جستجوی معنای غایی دانلود | انسان در جستجوی معنا | انسان در جستجوی معنا pdf | انسان در جستجوی معنا ویکتور فرانکل | انسان در جستجوی معنا دانلود | انسان در جستجوی معنا دانلود pdf | انسان در جستجوی معنا فرانکل | انسان در جستجوی معنای غایی | انسان در جستجوی معنای فرانکل