شکست مهم نیست، بازنده نباش!
-
تاریخ: 1399/3/10 ساعت: 15:29
دقیقاً مهم نیست چندبار زمین میخوری، یکبار، دهبار، هزاربار... مهم این است که بعد هر بار زمین خوردن، بروی کنار خودت،xa0خاکها را بتکانی از روی لباست، چند بار با محبت بزنی روی شانهات و بگویی: "خیلی خوب بود، من دیدم که تو تمام تلاشت را کردی، من همیشهی همیشهی همیشه کنارت ایستادهام و دوستت دارم". پ.ن. کتاب...
The Guilty
-
تاریخ: 1399/3/10 ساعت: 15:29
فیلم مجرم، ۲۰۱۸، دانمارک به قول مجتبی شکوری: "فقط یک پلیس، یک تلفن و تمام فیلم پلک هم نمیزنیم". فیلم را که میدیدم یک عبارت مدام در ذهنم تکرار میشد: "به اینکه آنچه گمان میکنید درسته، درسته، خیلی باور دارید."
که عشق آسان نمود اول...
-
تاریخ: 1399/3/10 ساعت: 15:29
من همیشه دوچرخهسواری جزو خاطرههای نابم بود، ناب، پر از شادی و تفریح. این مطلب قرار استxa0درباره تفاوت آنچه گمان میکنیم و آنچه هست،xa0 باشد. پس مینویسم که این مراحل یادم بماند و برای هر کدام از خودم ت
عینک بدبینی :)
-
تاریخ: 1399/3/10 ساعت: 15:29
در حالیکه ما تصمیم گرفتیم لیلی را با اختلاف زمانی دو هفته نسبت به بقیه بچهها برگردانیم به playgroup که هم بقیه بچهها به یک آرامشی برسند و وسط یک شلوغی و گریه و ... بچه برنگرده که دل زده بشه،xa0هم نر
Stop, Breathe and Think
-
تاریخ: 1399/3/10 ساعت: 15:29
سخت است ولی غیرممکن نیست که وقتهایی که ظرف هیجانیات از شدت پُری، فقط یک قطره جا داره تا سرریز بشه، دقیقاً قبل از قطره آخر، فقط به اندازه یک نفس مکث کنی و از خودت بپرسی: اگر این قدر خسته نبودم، دستم
پاککن
-
تاریخ: 1399/3/10 ساعت: 15:29
امروز هوا ۲۷ درجه بود که برای فصل و ماهی که هستیم، درxa0نوع خود کمیاب و بینظیر است، مخصوصا با سرعت باد ۱۰ کیلومتر در ساعت :) فرصت استثنایی برای تمرین دوچرخه سواری شهری، پس دو تا دمبل سه کیلویی گذاشتم ت
من برای شما یعنی...
-
تاریخ: 1399/3/10 ساعت: 15:29
میخواهم کم کم برگردم سر کدنویسی، و قبل ازxa0شروع به همراهیتونxa0نیاز دارم، برای شناخت خودم از نگاه اونهایی که برایم ارزشمندند.xa0 ۱. من را به چه ویژگیهایی میشناسید؟ من برای شما یعنی... ۲. از چه زمانی ب
آنچه آموختم...
-
تاریخ: 1399/3/10 ساعت: 15:29
و اینک داستان پشت نظرسنجی پست قبل:) چند وقت قبل بود... برای این که انگیزه شروع دوباره کار داشته باشم، فکر کردم ثبت نام کلاس "داستان فروش" ایده خوبی است. الان محصولی برای فروش دارم؟ خب نه :) محصولاتی
عیدت مبارک
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 0:14
فردریک* گفت:xa0what's the difference between "eidet mobarak" and "eid mobarak؟ طوری نگاهش کردم که خودش فهمید جملههای فارسی رو با یه لهجهای گفته که نیاز دارم گیرندههام رو دوباره تنظیم کنم تا بفهمم! وسط توضیحات مبسوط متوجه شدم که اون "ت" در عیدت، شبیه "ت" در شبت بخیرxa0 است :دی و به غیر از تولدت مبارک...
موشک
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 0:14
خانومه در یکی از هزاران پیج اینستاگرام که فعالیت و سرگرمی در خانه معرفی میکنند برای ایام قرنطینه: حتی میتونید موشک بسازید! لیلی: نه من موش دوست ندارم. من: موشک، موش نیستها، منظورش از این هواپیما کاغذیها بود. لیلی: گفت موشک، مثل موش موشک دیگه :-| گفتم که موشک دوست ندارم :دی
social distancing
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 0:14
اینجا رعایت فاصله یک و نیم متر الزام قانونی دارد، یعنی اگر تجمع بیشتر از سه نفر از اعضای غیر خانواده مشاهده شود، جریمه خواهید شد... و بدین گونه بعد از دو هفته ما امکان بیرون رفتن کوتاهی پیدا کردیم، من
آهی و دمی...
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 0:14
خواستم اینستاگرام را چک کنم که بنشینم سر برنامهریزیام (اعتراف میکنمxa0با روزی دو سه ساعت از این ور اون ور جور کردن، در نهایت خیلی هم چیز خفنی نیست)... که دیدم یکی از همکارهای قدیمیام استوری کرده برا
اسکرین تایم!
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 0:14
یعنی اسیر این دوران قرنطینه هستم! هر چی شعار و توصیه و التماس و درخواست و ... درباره استفاده کمتر از اسکرین بود،xa0دست اندر کاران حوزه کودک همه با هم فراموش کردند :-| خب البته چی کار کنند؟ الان کلاس ورزشی آنلاین، کلاس موسیقی آنلاین، همه امتحانها آنلاین، دکتر آنلاین، داستان آنلاین، این وسط مظلوم ترین...
چقدر سئوال میپرسی خب!
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 0:14
- لیلی جان، این چه رنگیه؟xa0 xa0 - یه رنگی! - چقدر آب میخواهی؟xa0 xa0 xa0- یه قدری! - داری کجا میری؟xa0 xa0 xa0 - یه جایی! - کِی میخوای بخوابی؟xa0 xa0 - یه کِی :دی
همگی
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 0:14
"همگی باید بخندید" و "همگی بیدار شین" برای ما دو تا جمله معمولی نیست، اولی برای شبی است کهxa0من و صابر در اوج نگرانی داشتیم درباره کرونا و آینده صحبت میکردیم، لیلی ما را به حال خود گذاشت، آرام از صندلی
آیه
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 0:14
وسط قرنطینه کرونا، ما مجازیم در اطراف خانه با رعایت فاصله یک و نیم متر از بقیه قدم بزنیم، جدای این که اینجا کشور پیری است، محلهی ما به خاطر گران بودن اجاره بها*، محلهی جوانی محسوب نمیشود. در نتیجه
عالم بیعمل به چه ماند؟
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 0:14
گفت: کتاب جدید نخوانید،xa0دیگه کتاب جدید نخوانید، البته پیشنهاد است، من که نیستم ببینم میخوانی یا نه. گفتم: این سختترین تمرین عالم است :( گفت: افزودن به دانستهها کافیه، بیایید کمی از دانستهها را تبدیل کنیم بهxa0خِرَد...
بازگشایی
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 0:14
اینجا دولت اعلام کرده تقریبا از سه هفته آینده مدارس ابتدایی با ظرفیت ۵۰ درصد بازگشایی شوند، پروتکل پیشگیری بهداشتی را هم قرار است به مدارس اعلام کنند و والدین از آن مجرا ضروریات را دریافت کنند، مثلا ا
ماموریت غیرممکن
-
تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 11:42
صابر، لیلی را بغل کرد و رفتند برای نهار چیزی بخرند. چمدان را گذاشتم کنارم و همانطور تکیه داده به ستون سُر خوردم تا نشستم رو زمین. زل زدم به حجم مسافرهایی که با شتاب از مقابلم رد میشدند، کوچک، بزرگ،
لهیدگی
-
تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 11:42
تمام روزهای این هفته له بودم، فکر میکنم در نتیجهی برداشته شدن توامانxa0فشار روانی و فیزیکی :-| تمام روزها از دوشنبه تا الان، لیلی را ظهرها خواباندم (کاری که مدتها بود نمیکردم) و وسط خواباندنش،xa0خودم