Baby Girl - تاریخ: 1398/2/6 ساعت: 10:14
اولین باری که پشت پنجرههای نورگیر پذیرایی این خانه ایستادم، ریسهای پشت شیشهی پنجرهی خانهی همسایهی روبهرویی توجهم را جلب کرد، روی یک ریسمان صورتی این حروف سوار شده بود: B A B Y ❤ G I R L یادم
این خاک چه زیباست... - تاریخ: 1398/2/6 ساعت: 10:14
از صفحه کوچک موبایل نگاه میکنم به دوستان عزیزتر از جانم، به نگاه مهربان و پر عشقشان، به خندههایشان، به شادی، امید، عشق... و دلم پر میکشد برای بودن پیششان، برای یه دورهمی کوچک دوستانه، مثل قدیمها..
لیلی، عروسک :) - تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 18:52
امروز یه دورهمی با محور عروسک سازی رفته بودم، به اسم عروسکی از هیچ، با غزال نصیری نازنین، که با وسایل سادهای مثل قاشق یا لیوان یه بار مصرف، نخ، کاموا و ... عروسکهای زیبایی ساختیم :) یک بخشی معرفی عر
شمارش معکوس - تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 18:52
مثلا قرار است هفته بعد در چنین روزی دیگر ایران نباشم، به لیست دوستانم نگاه میکنم برای خداحافظی، به لیست کتابهایی که نخواندم و نمیتوانم ببرم، به چمدانهای نیمه پر و به لیلی. به لیلی... و ته دلم شکوفه کوچک شادی جوانه میزند :-) چه خوب که لیلی کوچکی داریم که همسفر ماست...
شیرین بیان :) - تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 18:52
صابر مثلاً اومده دنبال ما که با هم برگردیم، با خودش یه سری شکلات و آب نبات آورده که از همان اول کار من و پدرش یکی از بستهها رو باز کردیم و شروع کردیم به خوردن :-/ حالا یه مزه غریبی میداد، مثل این دا
ای کاش... - تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 2:03
ای کاش آدمی وطنش رامثل بنفشههایک روز میتوانست،همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواستدر روشنای باران، در آفتاب پاک محمدرضا شفیعی کدکنی
اسبگوش* - تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 2:03
به نظرم سرگرمیهای کودک هم مثل غذا خوردن است، اگه یه باری نخورد، به این تعبیر نکنیم که فلان غذا رو دوست نداره، برچسب نزنیم بدغذا، شاید خسته بوده، برایش جدید بوده، میل نداشته، چند روز بعد دوباره offer
یازدهِ یازده :-) - تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 2:03
یازدهِ یازده باید من رو یاد ۱۱/۱۱/۱۱ بیاندازد که سالگرد ازدواجمان هست، ولی امروز تولد چهارسالگی مهلای جان بود و من خیلی غیرمنتظره یه ایمیل از گذشتهام دریافت کردم، ۳۱ ژانویه ۲۰۱۱ که گویا خیلی حالم بد
اینجا گودبای پارتیه جعفره* - تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 2:03
قراره یه دورهمی خداحافظی بگیرم مادر و کودک، با چندتا از دوستهایم که بچههایی در سن لیلی دارند. امروز یکیشون میگفت همسرم گفته آخه این چه ساعتیه... نهار روز غیر تعطیل؟ مردهای دیگه چطوری میاین؟ کلی خندیدیم، طفلک حق داشت فکر کنه دعوته، چون اسمش گودبای 'پارتی'ه :دی * اگه نشنیدین، یه سرچی بزنید دنبال آهنگش...
بوی سال نو - تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 2:03
با توجه به این که در این چند روز از یه کارگر خانم کمک گرفتم و خونه رو در حد تکاندن تمیز کردیم، با احتساب مهمانی خداحافظی و تولد مهلا و دورهمی صندوق خانوادگی فردا، با کل فامیل و دوست و آشنا دیداری تازه کردیم و در حال انتخاب موارد برای بستن چمدانهای صابر به سر میبریم (فاز سفر)، آیا موردی هست برای اینک...
آیین نامگذاری - تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 2:03
مبحث شناخت احساسات در "ارتباط بدون خشونت*" میگه شما باید احساساتتون رو نامگذاری کنید تا هم دسترسیتون بهش راحتتر بشه، هم نیاز پشتش برای خودتون آشکارتر. غزال نصیری در دوره "من فرزند خودم هستم" دو تا اح
آیا به نظر آنها هم روش ما تمیزتر هست؟! - تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 2:03
دیشب داشتم درباره انواع راههای ملت برای شست و شو و نظافت در دستشویی در آن ور آب سرچ میکردم، اون قدر ویدئوی خلاقانه دیدم از راههای جالبشون که حقیقتاً باید به این جنبه از پرورش استعداد آفرین گفت :دی و نکته قابل تامل این که همینقدر که ما به آنها ، نظافت و روششان انتقاد داریم، خودمون هم از دیدگاه اونها ...
در انتظار رفتن... - تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 2:03
جلسه آخر مدرسه طبیعت لیلی خیلی سخت نگذشت، حتی موقع خداحافظی از تسهیلگرها و عکس یادگاری انداختن.چرا میگم سخت نگذشت؟ چون فکر میکردم خیلی بغض کنم و گریه کنم و اینا :-( ولی اینطور نشد، اتفاقاً با لبخند م
روی ابرها :) - تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 2:03
این چند روزه لیلی به این نتیجه رسیده که تمام نقاط زمینی خونه رو کشف کرده و دیگه جذابیتی نداره، تمام :) فقط نکته این که از روزی که یاد گرفت چطور خودش رو به کمک صندلی کامپیوتر به بالای میز و از آن بالاتر برساند و با قابلمهی تغییر کاربری داده شده به چارپایه عزیزش به هر جای خونه که دستش نمیرسید سرک بکشه...
یار غار - تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 2:03
میدونید ویژگی رفیقهای خیلی قدیمی اینه که شما رو از خیلی قدیم میشناسند :-) (چشم بسته غیب گفتم :دی) یعنی گاهی یه چیزهایی رو یادشونه و یادتون میاندازند که خودتون هم یادتون نیست :-) مثلاْ یه روز نهار
اشرف مخلوقات :) - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 23:44
این که مراحل رشد یک کودک رو از نزدیک و لحظه به لحظه ببینی، باعث میشه به عجائب خلقت ایمان بیاوری :) همه مراحلش زیباست، از این که در ابتدا فقط قدرت مکیدن داره (اول ضعیف بعد قویتر) تا وقتی که یاد میگیره چطور همزمان با ورود فرنی به دهنش آن را قورت بدهد و تف نکند (قورت دادن چیزی که بدون مکیدن وارد دهنش ش...
دوازده ماه در یک قاب - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 23:44
تولدت مبارک قلب مامان
کودک نوپا - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 23:44
در کتاب شادترین کودک محله نوشته بود: همه ما می دانیم که بزرگ کردن و تربیت کردن یک نوپا چقدر سخت است، اما آیا هرگز لحظه ای با خود اندیشیده اید که یک کودک نوپا بودن چقدر سخت است؟ از دید کودک نوپای شما، او در تمام طول روز در حال بازنده شدن است. او ضعیف تر، کندتر و کوتاه تر از هر کس دیگر است و همین خود ...
مژدگانی :) - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 23:44
احتراماْ به اطلاع میرساند تعدادی از وسایل لیلی در مساحت ۶۰ متری خانهی ما گم شدهاند، لیست اقلام به شرح زیر است: ناخنگیر قاشق سبز رنگ چنگال نارنجی رنگ قطره استریل آب نمک در راستای تمیز کردن خانه برای تولد لیلی همه جا را گشته و این موارد پیدا نشدهاند (البته لیست خیلی بلند بالاتر بود و بقیه موارد را یاف...
جان، لیلی لیلی - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 23:44
لیلی جان راه می رود، تاتی تاتی... قربان قدم هایش حرف می زند، ماما، بابا، آبه، آبو، دادا، نانا،... قربان صدایش می خندد، قربان گودی چانه اش خودش غذا می خورد، قربان لپ هایش آب می خورد، قربان نرمی گلویش دنیای رنگی رنگی من است او، جان من است او :-*

برچسب‌های مرتبط

دست به سينه نشستن | دست به سينه | داداش داری اشتباه میزنی | داداش کایکو | داداش که داشته باشی | داداشم تنبیهم کرد | داداش تولدت مبارک | داداشی جونم قربون چشمات | داداش سیا ترکی | داداش اشتباه ميزني